<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>دختر و پسر</title>
<link>http://dokhtaropesar.ParsiBlog.com</link>
<description>نسخه XML از وبلاگ " دختر و پسر "</description>
<language>fa</language>
<generator>ParsiBlog.com RSS Generator</generator>
<lastBuildDate>Fri, 04 Jul 2008 16:58:01 GMT</lastBuildDate>
<author>دختر و پسر</author>
<item>
<title>داستان يك كم رو- قسمت اول</title>
<link>http://dokhtaropesar.ParsiBlog.com/566325.htm</link>
<description>&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;P align=justify&gt;كم رويي يك مشكل جزئي رفتاري است كه بسياري از افراد مي توانند آن را خود به خود كنار بگذارند. اما اگر اين مشكل فرد را كلافه كند و مشكلات عاطفي و جسمي براي او پديد آورد در اين صورت ديگر نمي توان از كنار آن به راحتي گذشت و حتما بايد به فكر چاره بود، چون در غير اين صورت كم رويي، فرد را به انزوا و افسردگي مي كشاند.&lt;BR&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; در زندگي همه افراد شرايطي مانند صحبت كردن در جمع،ارتباط برقرار كردن با غريبه ها،‏امتحان شفاهي و ...پيش مي آيد كه مي بايست خجالت را كاملا فراموش كرد. در واقع اين موضوع در بسياري موارد فرصت هاي طلايي را از انسان سلب مي كند. هر چه فرد مدت زمان بيشتري با خجالت و كم رويي دست و پنجه نرم كند رهايي و غلبه بر آن مشكل تر مي شود.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;علت كم رويي:&lt;BR&gt;براي يافتن منشاء كم رويي بايد به دوران كودكي افراد خجالتي بازگشت. كودكاني كه در خانواده هايي بزرگ شده اند كه كاملا مورد حمايت پدر و مادر بوده اند،بچه هايي كه در جمع بزرگ ترها حق حضور يا اظهار نظر نداشته اند، كودكاني كه مورد توجه و محبت والدين نيستند و يا دائما شاهد مشاجره و دعوا در محيط خانه هستند، در آينده افرادي كم رو و خجالتي خواهند بود. به طور كلي افرادي كه دوچار كمبود محبت و توجه هستند بيش از ديگران از كم رويي رنج مي برند.شكست تحصيلي و جابجايي بي موقع منزل هم از عواملي هستند كه نبايد آن ها را از ياد برد.&lt;IMG alt=&quot;داستان يک کم رو&quot; src=&quot;http://www.fasleno.com/UserFiles/w35/nezhat.jpg&quot; align=left&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;درمان كم رويي:&lt;BR&gt;درمان قطعي كم رويي رفتار درماني است تا در اين صورت فرد خجالتي منشاء كم رويي، ناراحتي هاي ذهني و نااميدي خود را بشناسد. اين شيوه درمان براي تمام افراد سنين مختلف مناسب است و به فرد اجازه مي دهد تا به تدريج در برابر موقعيت هايي كه از آن ها هراس داشته دست و پنجه نرم كند. در اين صورت روان‏درمانگر نقش افراد مختلف را بازي مي كند&amp;nbsp;و علل ترس و هول او بررسي مي شود. شركت در ورزش هاي گروهي و ايجاد رابطه صميمانه با افراد گروه بسيار موثر است و به فرد كمك مي كند تا با انزوا و گوشه گيري مقابله كند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; خود را پشت سر ديگران مخفي نكنيد و به دنبال بهانه نگرديد تا از يك قرار ملاقات يا يك جلسه فرار كنيد. بپذيريد كه فردي خجالتي هستيد. بدانيد كه بيشتر از آنچه تصور مي كنيد ديگران شما را قبول مي كنند. شخص كم رو مسخره و&amp;nbsp;... نيست، چنين فردي فقط بسيار حساس است. اين فكر را به ديگران القا مي كند كه خواستار توجه و حمايتي مادرانه است. پيدا كردن دوست و پشتيبان چندان كار مشكلي نيست. به نزديكان بگوييد كه چه شرايطي و روبرو شدن با چه كساني شما را دستپاچه مي كند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;ادامه دارد...&lt;/P&gt;&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Mon, 30 Jun 2008 17:19:00 GMT</pubDate>
<comments>http://comment.parsiblog.com/Comments.aspx?NoteID=566325</comments>
 <dc:creator>دختر و پسر</dc:creator>
<guid>http://dokhtaropesar.ParsiBlog.com/566325.htm</guid>
</item>

<item>
<title>من طرد شده ام</title>
<link>http://dokhtaropesar.ParsiBlog.com/555051.htm</link>
<description>&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;به همان اندازه اي که ما به اکسيژن نيازمنديم، روح و جسم ما به عشق و محبت و توجه نيازمند است. بسياري از توانمندي هاي ما در بستر روابط صميمي شکوفا مي شود. از طرف دگر کمبود روابط صميمي در جامعه و خانواده باعث بروز مشکلات زيادي در زندگي ما مي شود.يکي از اين خطرات خطر طرد شدگي است که معضلات خاص خود را همراه دارد.&lt;BR&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; خطر طرد شدگي در همه روابط انساني وجود دارد. معمولا اين مساله در سال هاي تحصيل پيش مي ايد. مخرب ترين نوع طرد شدن زماني اتفاق مي افتد که يک کودک از سوي والدين خود طرد شود. اين زخم در سه موقعيت ويژه به وجود مي آيد. اول اين که کودک در همان دوران بارداري ناخواسته باشد. يعني مادر ممکن است طفلي را در رحم خود حمل کند که واقعا نمي خواهد. شايد چيزي به زبان نياورد اما اين احساس در قلب او وجود دارد. چنين کودکي ممکن است با روح طرد شدگي متولد شود.&lt;BR&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; موقعيت دوم زماني است که والدين کودک محبت خود را عملا به او نشان نمي دهند. کودکي که اظهار علاقه و محبت عملي کمتري از والدين خود ببيند، تبديل به کودکي مطرود خواهد شد. ممکن است والدين کودک خود را دوست داشته باشند اما گاهي نمي دانند چگونه به او ابراز محبت کنند. اگر با خياي از کودکان امروزي تند و سرکش و شايد خاطي و منحرف صحبت کنيد به شما خواهند گفت: پدر و مادر براي ما لباس و هزينه زندگي فراهم کردند. برايمان ماشين خريدند و اجازه ر فتن به شنا دادند. اما هيچ وقت قوت خود را به ما ندادند. اغلب اوقات در اين موارد مادر هم که امروزه مسئوليت هاي جديد بسياري بر دوش دارد ممکن است نتواند محبتي را که بي دريغ در حق کودک خود روا ميداشت نثار او نمايد. در چنين حالتي کودک طرد شدگي مضاعفي را تجربه مي کند. هم از سوي پدر و هم از سوي مادر.&lt;IMG height=276 alt=&quot;من طرد شده ام&quot; src=&quot;http://www.parsiblog.com/PhotoAlbum/dokhtaropesar/tard.jpg&quot; width=302 align=left&gt;&lt;BR&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; سومين وضعيت به وجود آورنده پديده طرد شدگي هنگامي است که کودک شاهد ابراز محبت نابرابر نسبت به خود است.حال چه اين امر عمدي باشد و چه غير عمدي. خانواده اي را در نظر بگيريد که سه فرزند دارد. فرزند اول باهوش است و پاسخ هر سوالي را مي داند و به عنوان فرزند اول از ارشديت طبيعي خود لذت مي برد. فرزند دوم خانواده چندان باهشو نيست. فرزند سوم هم باهوش است و هم زيبا. در اين ميان فرزند دوم دائما احساس بي لياقتي و حقارت مي کند. والدين نيز گويا هميشه فرزند بزرگ تر يا کوچکترين را تحسين مي کنند اما توجه زيادي به فرزند دوم خود نمي کنند. اين فرزند در بسياري موارد احساس طرد شدگي و ناخواسته بودن کرده و با خود فکر مي کند: پدر و مادر برادر بزرگتر و خواهر کوچکتر مرا دوست دارند اما مرا دوست ندارند. و اين امر باعث احساس طرد شدن از خانواده شده و عوارش حاصل از طرد شد يا احساس طرد شدگي را به دنبال خواهد داشت.&lt;BR&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; ادامه دارد&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;/DIV&gt;&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Fri, 20 Jun 2008 11:32:00 GMT</pubDate>
<comments>http://comment.parsiblog.com/Comments.aspx?NoteID=555051</comments>
 <dc:creator>دختر و پسر</dc:creator>
<guid>http://dokhtaropesar.ParsiBlog.com/555051.htm</guid>
</item>

</channel>
</rss>  

